طعم یه قهوه !!!

خرید بک لینک

بالا رفتیم ماست بود ....

پایین اومدیم دوغ بود .....

قصه ی غصه های ما راست بود .......

حالا من و فرزان بازم با همیم .............و بازهم دستامون تو دست همدیگست ....

نمیدونم میشه گفت قشنگه یا نه ولی میدونم خیلی جاها قشنگه و زشت و اونی میشن که ما میبینم

یعنی اگه فرزان و زشت میدیدم زشت میشد و اگه ......

ولی هنوز!!!! هنوز !!!!! از خوردن یه قهوه داغ تو کافه آوانسن در کنار تو لذت میبرم

و هنوز !!!!!! هنوز!!!!! تو دوست داری من مادر بچه ات بشم ............................

دوستت دارم خداجون ...

‏*عشق آریایی‏2*‏...

ما را در سایت ‏*عشق آریایی‏2*‏ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: hojat0098 بازدید: 257 تاريخ: يکشنبه 8 ارديبهشت 1392 ساعت: 19:57

صفحه بندی