سلام؛چه عجب از این طرفا؛خوشومدین؛فداتون بشه یه بنده خدایی که نمیشناسمش؛خلاصه سرتون رو به درد نیارم؛تو وبلاگ بهتون خوش بگذره؛راستی نظر یادتون نره_
من دلم می خواهدخانه ای داشته باشم پردوست.کنج هردیوارش دوستهایم بنشینندآرام،گل بگو،گل بشنو. هرکسی می خواهدواردخانه پرعشق وصفایم گردد،یک سبدبوی گل سرخ به من هدیه کند.شرط واردگشتن،شست وشوی دلهاست.شرط آن داشتن دل بی رنگ وریاست.بردرش برگ گلی می کوبم، روی آن باقلم سبزبهار،می نویسم ای یارخانه مااینجاست.تاکه سهراب نپرسددیگر خانه دوست کجاست؟!
برچسب:
نویسنده: hojat0098