سلام؛چه عجب از این طرفا؛خوشومدین؛فداتون بشه یه بنده خدایی که نمیشناسمش؛خلاصه سرتون رو به درد نیارم؛تو وبلاگ بهتون خوش بگذره؛راستی نظر یادتون نره_
خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه
واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز
این کله پوکو میگیرم بالا
و از بی سیگاری میزنم زیر آواز
و اینقدر میخونم
تا این گلوی وا مونده وا بمونه....
تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی
که عمو بارون رو طاقش
عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته
............حسین پناهی
برچسب:
نویسنده: hojat0098