بـهـتـریـن چـت روم دنـیـا - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 20:10
بهترین چت روم دنیا کلیک کن
.....دلم گرفته.... - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامهواسه همینه که از بوق سگ تا دین روزاین کله پوکو میگیرم بالاو از بی سیگاری میزنم زیر آوازو اینقدر میخونمتا این گلوی وا مونده وا بمونه....تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبیکه عمو بارون رو طاقش عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته ............حسین ...
موضوع انشا - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
موضوع انشا این دفعه !خوشبختی چیست ؟به چه کسی می گوییم خوشبخت ؟هرچی فک کردم هیچی به ذهن خستم نرسید ...آخه من دچاررررر شدمدچار پرسه زنی ذهنی !و آیا تو ! تو؟ می خواهی و یا می توانی برایم انشا را بنویسی و تعریف کنی خوشبختی چیست ؟!
درجه هوا - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
این روزا هوا سرد شده......همه چی با یه توده برف نه ببخشید یه زنگ شروع شد !!!!
طعم یه قهوه !!! - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
بالا رفتیم ماست بود ....پایین اومدیم دوغ بود .....قصه ی غصه های ما راست بود .......حالا من و فرزان بازم با همیم .............و بازهم دستامون تو دست همدیگست ....نمیدونم میشه گفت قشنگه یا نه ولی میدونم خیلی جاها قشنگه و زشت و اونی میشن که ما میبینمیعنی اگه فرزان و زشت میدیدم زشت میشد و اگه ......ولی ه...
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا با من است ..... - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
بازی در نیار ..دلم ازت پره ....بازی درنیار ...دلم رو پس بیار ...زخمی که زدی مونده یادگار .....دیگه خسته شدم از بهونه هات ...مثه قفس شده برام رنگه نگات .....این آخر کار بازی درنیار .....از تو خسته ام...دل شکسته ام... سهم من از چشات شده غصه و غم .....دیگه با تو بدم ...قیدت رو زدم .....من بد شدن و مثه ...
.....یا میخورم به پاییز یا می رسم به بهارم ..... - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
واسه عاشقی دیگه خیلی دیر شده ...............خسته شده بودم ازون همه نگاه های غریب ....حالا میگی عشقتم ؟؟؟؟همین ؟؟؟؟!!!!!حالا که به زمان جدایی از طریق شناسنامه نزدیک و نزدیک تر میشیم ..آروم ترم ....باورم نمیشه سختی هام میخواد تموم شه من تو رو با همه خیانت هات و دروغات تنها میزارم ..... .....یا میخورم ...
<no title> - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارمنمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارممیدونی میون ما هر چی بود گذشت ورفتاون بهار اشنایی خیلی زود گذشت و رفتدیگه از دوست دارم حرفی نزناخه عشقی نیست میون تو و منمنو تو بنده ی این ما و منیم اما عشق یعنی با هم یکی شدناز دلم میپرسم ایا تو رو میبینم دوبارهمیپیچه صدات تو گوش...
تنه من دیگه نایی نداره ... با زندگیت کاری نداره .... - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
زمان؟؟؟؟!!!اعتماد ؟؟؟؟!!!!خیانت !!!!!!!!!!!!!!یادش به خیر یا شایدم نه بخیر چند سال پیشا خدا خدا میکردم همونی که نمیخوام اسمشو بیارم زودتر بیاد ....و الان خدا خدا میکنم اون زودتر از زندگی ام بره ...........چقدر بهش التماس کردم مه برگرده ...زهی خیال باطل که غرورم و دارم واسه کسی میشکنم که منو تو قلبش ...
........خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست ... - تاریخ: 1392/2/8 ساعت: 19:57
روزی که عروسیم بود ۱۰/۱/۱۳۸۶ با پسری که از دار دنیا یه دل پاک داشت....فکر کردم پاک نگهشمیداره ...ولی نشد ...نخواست...نشد؟؟؟...نتونست !!! نمیدونم ....اما اون روز بارونی من مثله این دختر کوچولو خوشحال بودم و فکر میکردم چی کار کنم زندگیم خوب باشه همیشه .......با چه ذوقی رفتم آرایشگاه.....خدایا شکرت ......