سلام؛چه عجب از این طرفا؛خوشومدین؛فداتون بشه یه بنده خدایی که نمیشناسمش؛خلاصه سرتون رو به درد نیارم؛تو وبلاگ بهتون خوش بگذره؛راستی نظر یادتون نره_

واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم
نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم
میدونی میون ما هر چی بود گذشت ورفت
اون بهار اشنایی خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
اخه عشقی نیست میون تو و من
منو تو بنده ی این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
از دلم میپرسم ایا تو رو میبینم دوباره
میپیچه صدات تو گوشم که با خنده میگی اره
خنده های تو فریب گریه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من یه چراغ بی فروغ
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
اخه عشقی نیست میون تو و من
منو تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
همه چی و خراب کرد ..... همه چیو .....
برچسب:
نویسنده: hojat0098